X
تبلیغات
وبلاگ رسمی عبدالرضا اکبری - گفتگو با عبدالرضا اکبري بازيگر نقش امام خمینی ( ره ) در فیلم سینمایی ( فرزند صبح )

صفحه نخست گالری آرشیو مطالب لینك RSS ارتباط با ما
به وبلاگ رسمی عبدالرضا اکبری خوش آمدید
پنجشنبه بیست و نهم دی 1390

 

گفتگو با عبدالرضا اکبري بازيگر نقش امام ؛

«فرزند صبح» اولين قدم در مسير فيلمسازي براي امام خميني(ره) است



حامد مظفري:عبدالرضا اکبري متولد 1332 کرمان است که از سن 16 سالگي جذب کانون پرورش 

فکری شد و مدتی بعد به اتفاق


دوستانش گروه تئاتري موسوم به گروه تئاتر نجف آباد را تأسيس کردند. اولين مربي آنها داريوش

مؤدبيان بود و بعدها بهزاد فراهاني اين سمت را به عهده گرفت. فعاليت آنها تا سال 1360 ادامه

پيدا کرد و با منحل شدن اين گروه، اکبري به تلويزيون آمد. او در چندين تله تئاتر بازي کرده و از اين

طريق به سينما راه يافت و توانست در بسياري از فيلم هاي سينمايي به ايفاي نقش بپردازد که

«جدال در تاسوکي»، «کاني مانگا»، «پناهنده»، «دختري با کفشهاي کتاني» و «اخراجيها» از

جمله مهمترين آثار سينمايي اکبري طي حدود سي سال فعاليت سينمايي اش هستند. اکبري که

طي سال هاي اخير به واسطه فشار کاري موجود در پروژه سينمايي «فرزند صبح» بسياري از

پيشنهادات سينمايي خود را رد کرده بود در گفتگوي پيش رو، درباره بازي اش در نقش ميانسالي

امام خميني(ره) و همچنين پاره اي مشکلات فيلم «فرزند صبح» که موجب انتقاد شديد منتقدان

شده بود، صحبت کرده است.






* کار در نقش شخصيتي چندبُعدي مانند امام خميني(ره) که هم در زندگي شخصي و هم در

زندگي اجتماعي ايشان به الگويي تمام عيار تبديل شده، کار سختي نبود؟

** بازي کردن در نقشي که شخصيت اجتماعي برجسته اي بوده و همچنان حضور زنده اي در

جامعه دارد، کاري به شدت متفاوت است. تفاوت اين کار با ديگر نقش آفريني هايم هم از نظر

تکنيکي بود و هم از نظر فردي. در بخش تکنيکي اگر ظاهر اين شخصيت و حسي که پشت نگاهش

وجود داشت، درست درنمي آمد ممکن بود با بازخورد منفي مخاطبان مواجه شود. از نظر فردي هم

بايستي تمام تلاشم را مي کردم تا بتوانم هر آنچه درباره رفتار امام خميني(ره) لازم است را بدانم.






امام شخصيتي است که نسل هاي مختلف همچنان با شرايط زندگي ايشان آشنا هستند و همين

فراگير بودن شخصيت، کار بازيگر را سخت مي کرد يعني کوچکترين اشتباهي در تصويرگري شخصيت

سريع به چشم مي آمد. در ابتداي کار، هم من و هم بهروز افخمي بيش از هر چيز تلاش کرديم به

لحاظ تصويري، چهره اي کاملا مبتني بر حقيقت از امام خلق کنيم.

* «فرزند صبح» سه مقطع کودکي، نوجواني و بزرگسالي امام را به تصوير کشيده. آيا بهتر نبود به

جاي وارد شدن همزمان به اين سه بخش، با تمرکز بر يک بخش، اثري جامع تر ساخته مي شد؟

** سه مقطعي که نام برديد تاثير زيادي در روند رشد حضرت امام داشتند، ضمن اينکه لحن روايي

کل فيلم، لحني شاعرانه است که زياد هم دور از واقعيت نيست. اين نگاه، نگاه خودِ کارگردان به

شخصيت امام است و کارگردان دوست داشته فقط به بخشهايي از زندگي امام اشاره کند. «فرزند

صبح» يک فيلم تحليلي نيست که بخواهد درباره بخش بخش زندگي امام، اطلاعاتي جزيي در اختيار

مخاطب قرار دهد. فيلم سه مرحله از زندگي امام را دستمايه ساخت درام کرده که اين سه مرحله،

در تدوين با يکديگر آميخته مي شوند.






* و فکر مي کنيد اين ساختار روايي متداخل، توانايي جذب مخاطبان را داشته باشد؟

** براساس فيلمنامه و آنچه بازي کردم، فيلم مي بايستي از اين سه مرحله، با موفقيت بيرون مي

آمد و اگر اين اتفاق به درستي مي افتاد، حاصل کار حتما قادر به جذب مخاطب بود. البته اين را هم

بايد درنظر بگيريد که «فرزند صبح» اولين قدم در مسير فيلمسازي براي امام خميني(ره) است و مي

تواند مقدمه اي باشد بر اينکه هنرمندان بزرگ، فيلم هاي بزرگ و باکيفيت تري درباره امام بسازند.

زندگي امام آن قدر اوج و فرود داشته که حالا حالاها بتوان روي آنها کار کرد؛ از تولدشان تا اتفاقات

دوران کودکي و ماجراهايي که براي پدرشان رخ داد گرفته تا نوجواني و پس از آن رويداد 15 خرداد و

تبعيد، زندان، ترکيه، عراق، نوفل لوشاتو و بعد حضور ارزشمند ايشان در ايران که اصلي ترين تحول

سياسي صد سال اخير ايران را رقم زد، به خصوص تحولاتي که منجر به پيروزي انقلاب اسلامي شد

که هر کدام از اين بخش ها مي توانند سوژه يک فيلم بلند باشند.

* مي خواهم به صراحت به اين سوالم جواب بدهيد که چقدر از فيلمي به نام «فرزند صبح» که در

جشنواره فيلم فجر سال گذشته به نمايش درآمد، با فيلمنامه اوليه اي که براي کار به شما

پيشنهاد شد شبيه بود؟!

** فيلمي که در جشنواره فجر به نمايش درآمد، حقيقتا با فيلمنامه فيلم منطبق است، اما من

احساس مي کنم که فيلم فعلي، صحنه هاي زائد بسياري دارد که به ريتم فيلم لطمه زده، به

خصوص نماهاي دوران کودکي که به شدت کشدار و طولاني به نظر مي رسند. به جرات مي توانم

بگويم که براي اکران سراسري اين فيلم، حتما بايد تدوين مجددي روي آن انجام شود.

* با اين حساب، شما هم بخش عمده انتقادات کارشناسان سينمايي که اين فيلم را بيش از حد

کشدار و خسته کننده خوانده بودند، قبول داريد؟

** بله، بايد فيلم حتما مجددا مونتاژ شود و حداقل 30 تا 40 دقيقه از فيلمي که در جشنواره روي

پرده رفت بايد کم شود تا بيننده بتواند ارتباط بهتري با فيلم برقرار کند.

* به جز مشکلات مربوط به تدوين فيلم، بار دراماتيک فيلم هم پايين است و ...

** فکر مي کنم خسته کننده بودن فيلم، بيش از آن که معلول ضعف دراماتيک آن باشد، ناشي از

لحظات اضافي فيلم است که مخاطب را از حال و هواي داستان خارج مي کند. فيلم، داستان لازم را

دارد، ضمن اينکه افخمي هم به لحاظ تکنيکي کارگردان قابلي است و شناخت عميقي از درام دارد و

قادر است از يک خط داستاني ساده، يک فيلم مهيج خلق کند. گمان من اين است که اگر بخش

هاي اضافي مربوط به دوران کودکي امام اصلاح شود و قصه مونتاژ جديدي داشته باشد، سير روايي

داستان بهتر شده و مخاطب راحت تر با اثر ارتباط برقرار مي کند.

* درباره استفاده از جريان سيال ذهن براي نگارش فيلمنامه «فرزند صبح» چه نظري داريد؟

** از ابتدا بنا نبود «فرزند صبح» قصه يک خطي داشته باشد. قصه لحظات خاصي دارد که با تمرکز

بر اين لحظات، فرازهايي مهم از زندگي يک شخصيت تاريخي به نام امام خميني (ره) روايت مي

شود. اين هم نظر کارگردان بوده که از چنين ساختاري براي روايت فيلمش استفاده کند و استفاده

از يک لحن روايي ديگر، نمي تواند دليلي باشد بر موفقيت بيشتر اثر!

* نسخه اي از «فرزند صبح» که در جشنواره به نمايش درآمد، عليرغم ضعف هاي بسيارش، به

لحاظ تصويري اثر جذابي بود، بخصوص که گريم بازيگران هم به طبيعي ترين شکل ممکن انجام شده بود...

** سعيد ملکان، (طراح گريم فيلم) کار واقعا سختي را پشت سر گذاشت. خودِ من در ابتداي کار،

چهار جلسه تست گريم داشتم که هر جلسه، شش تا هفت ساعت طول کشيد. او بدون اينکه از

شيوه هاي کلاسيک براي گريم استفاده کند، همه چيز را براساس طراحي ساده اي پيش برد که

روي چهره من انجام مي شد. در اين ميان تنها براي شبيه بودن بيني ام به بيني حضرت امام(ره)، از

يک ماکت استفاده شد. به هنگام فيلمبرداري هم هر روز حدودا چهار ساعت گريم داشتم و

ساعاتي که براي گريم انتخاب شده بود، ساعات سختي بود. 12 شب در نزديکي درياچه نمک قم و

در يک اتاقک نگهباني، گريم من انجام مي شد و سپس در ساعات ابتدايي صبح جلوي دوربين مي

رفتم! اين پروسه يک ماه و نيم به طول انجاميد و چه به لحاظ جسمي و چه به لحاظ روحي، شرايط

سخت و طاقت فرسايي را تجربه کردم.

* طمانينه اي که در بازي شما در اين فيلم مي بينيم، بسيار شبيه است به رفتار امام. اين صبر در

واکنش هاي بيروني پيشنهاد کارگردان بود يا دريافت خودتان؟

** هر بازيگر در کنار فن و تکنيک بازيگري، درباره شخصيتي که نقش اش را ايفا مي کند به مقداري

اطلاعات نياز دارد، چيزهايي که براساس ديده ها و شنيده ها شکل مي گيرد. خواندن کتاب، ديدن

عکسها و تماشاي فيلم هاي امام هنگام سخنراني و يا مستندهايي که از برخورد ايشان با اعضاي

خانواده شان به جامانده، به من کمک کرد که رفتار و گفتار ايشان را دقيقا منطبق با آن چيزي پيش

ببرم که در حالت عادي وجود داشته! ضمن اينکه افخمي خودش هم خيلي دقت داشت که اين

رفتار و سکنات و حتي ديالوگ ها خيلي نزديک به امام ادا شود. از همه مهمتر حضور افرادي بود که

از نزديک حضرت امام را ديده بودند و لحن و کردار ايشان را مي شناختند، به خصوص نوه ايشان

سيدحسن خميني که هنگام حضور در پشت صحنه فيلم، به شدت از ايفاي نقش من خوش شان

آمده و به من انرژي مي دادند.

* دليل اصرار بر دوبله فيلم چه بود؟

** نمي دانم، اما با تمام احترامي که براي پيشکسوتان عرصه دوبلاژ قائلم و از آنها بسيار آموخته

ام، دوبله «فرزند صبح» را نمي پسندم، چرا که به دل نمي نشيند. دوبله «فرزند صبح» با نوعي

اغراق انجام شده که موجب عدم ارتباط مخاطب با آن مي شود. از اين رو، انجام اصلاحات در دوبله

فيلم هم ضروري است.

* آيا آنچه به عنوان «فرزند صبح» ساخته شده مي تواند پاسخي باشد به نياز نسل امروز براي

شناخت بيشتر امام خميني(ره)؟

** نه به طور کامل! چون اين فيلم فقط لحظات خاصي از زندگي امام را نشان مي دهد، نمي تواند

دورنمايي کامل از ايشان ارائه کند و اصلا شخصيت امام آن قدر والاست که در يک درام 100 دقيقه

اي نمي گنجد. «فرزند صبح» مي تواند جرقه اي باشد براي گسترش جريان فيلمسازي درباره بخش

هاي مختلف زندگي امام.

* بهروز افخمي گفته است که اگر فيلم مجددا تدوين شود، بخشي از مشکلات آن رفع مي شود...

** فکر مي کنم اگر در تدوين مجدد سعي شود داستان فيلم ساده تر و صريح تر روايت شود،

کيفيت کار به مراتب بهتر از نسخه کنوني خواهد بود.

ارسال شده توسط ازاده رستم خانی در ساعت 22:28 |